|
شبی که تصمیم گرفتم وبلاگهام رو حذف کنم هر کا کردم دلم راضی نشد این وبلاگ که اولین وبلاگم بود رو حذف کنم برای همین فقط تعطیلش کردم. بعد از اون بی هدف تو آرشیو عکسهام چرخ میزدم که با این عکس ( عکس آریل شارون) روبرو شدم و کلی رفتم تو فکر ؛ ماحصلش این شعر ناقابل شد که تقدیم میکنم به لیدی عزیز . کسیکه همیشه نور امید در قلبش روشنه در خواب مرگ خفته ای ای پیر نامراد؟ آن غبغبت کجا شد وآن خنده های شاد؟ زان شوکت و شکوه و صلابت تورا چه ماند؟ اوراق پاره ای که سحرگه رود به باد ای شمر پر شرارت و ای گول بد گوهر مرگ آفرین تر از تو ندارد جهان به یاد ای ننگ بر تو و تلمود و کفر او ای سنگ بر سر تو , ابلیس بد نهاد اینک زمان ماست ,رسیده است رایتی بر تارکش نوشته ,حی ُّّ , علی الجهاد + نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387 0:52 توسط ح.م.سپهر |
|
| ||||||