از یاس عزیز بابت این متن زیبا تشکر میکنم:
دوست من به یاد بیاور آرزوهایت را. آرزوها ی دیگران
را به فراموشی مسپار به یاد بیاور آرزوهای کسانی که در دل خود چه آرزوهایی
داشتند اما رفتند. برای من و تو رفتند.برای برآورده شدن آرزوها ی من و تو
رفتند. آری رفتند. رفتند و خود را فدای ما کردند. فدای آرزوهای ما. به یاد
بیاور آنانی که تو در دل عاشقشان هستی.اما بی خبری. به یاد بیاور آن
عاشقانی که وقتی فهمیدند نام گردانشان نام شیر دلیر میدان کربلا ابوالفضل
عباس است شبانه قبل از رفتن به عملیات آب هایشان را با شادی بر دل خاک
ریزهای تشنه میریختند و دلیلشان نیز فقط در یک جمله خلاصه می شد آنان می
گفتند:" ما خجالت می کشیم با نام ابوالفضل عباس برویم اما سیراب شهید
شویم." د
به
یاد بیاور هنوز چیزهای فراموش شده زیاداند. به یاد بیاور آنانی که در سجده
ی نماز صبح فقط با آمدن نوری از جبهه ی دشمن درآغوش فرشته ها و سر در
دامان اربابشان می رفتند تا در بهشت نمازشان را سلام گویند.
آنانی که خود رفتند اما مانعی شدند برای آمدن ها . رفتنی هایی که آرزویی شدند برای ماندنی ها .
به
یاد بیاور فرمانده ای که در تاریکی شب پوتین های زیر دستانشان را واکس می
زد.آری همان همت همان همتی که تو بارها از بلوارش عبور کرده ای .
به یاد بیاور فراموش شده ها زیادند دوست من .
به
یاد بیاور چشمان براقی که هزاران نفر را عاشق خود کرد. اما رفت و فقط به
خاطر من و تو درد فرو رفتن تیرچه ها به داخل چشمانش را به جان خرید.
به
یاد بیاور آنانی که بعد از شهادتشان عکس بچه های دو ماه را از جیبشان
بیرون می آوردند. به یاد بیاوردستانی که روزی بچه هایشان را در آغوش می
فشردند اما حال زیر خربارها خربار خاک مخفی شده اند.
فراموش نکن.
فراموش نکن آنها همانانی اند که به خاطر من وتو به خاطر آرزوهای من وتو
رفتند. آن همه معصومیت را بیاد بیاور.آن همه عشق را. آن همه ... بیاد
بیاور دوست من .
فراموشی ها می روند. پس به فراموشی مسپار.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 22:39 توسط ح.م.سپهر
|